مديريت پروژه و سيستمها

۷- با زهم در مورد زمان و مدت فعالیت
نویسنده : حسین رادمهر(عوض خواه ) - ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸۳
 

حتما توجه کرده اید که در پروژه های بزرگ و گروهی زمانها از نظر ماهیت هم خوانی ندارند. به طور مثال فرض کنید فعالیت بتن ریزی را با مدت 10 روز در نظر می گیرید در حالی که در این ده روز یک کار فشرده  و اساسی انجام می شود و از طرف دیگر فعالیتی با نام بررسی نقشه های فاز 1 را دارید که مدت 10 روز برای آن در نظر می گیرید  و معمولا این 10 روز به فشردگی و سختی بتن ریزی نخواهد بود .

به مثالی دیگر توجه کنید:  ساخت اسکلت فلزی 70 روز و ساخت تانکر 70 روز.  دو فعالیت در پروژه هستند که یکی توسط عوامل خود پروژه و دیگری توسط پیمان کار اجرا می شود. در این مواقع می توان کار پیمانکار را به صورت یک مایلستون تحویل  کار در پروژه قرار داد . ( البته بسته به دیدگاههای کارفرما و پیمانکاری ممکن نظرات دیگری نیز وجود داشته باشد. بهتر است در مواردی که مدیریت تدارکات و خرید پروژه را در برنامه زمانبندی می آورید، زمانهای تدارک را به صورت یک مایلستون تحویل یا چند مایلستون برای کنترل خرید داخلی یا خارجی در نظر بگیرید.( مانند زمان درخواست خرید ،استعلام ، تهیه پرفورما ، گشایش LC ، پایان ساخت ، حمل و تحویل) 

مثالی دیگر : فرض کنید یک گروه پروژه شکل داده اید که از پروژه های مختلف پیمانکاران تشکیل شده است . اگر دیدگاه زمانبندی برنامه ریزان زیرپروژه ها یا پیمانکاران خیلی متفاوت باشد شما را در کنترل زمانی کل پروژه دچار مشکل خواهد کرد. دراین گونه مواقع استاندارد سازی و یکی کردن رویه زمانبندی پیمانکاران به صورت دستورالعمل برنامه ریزی و کنترل، اهمیت بسزایی دارد. مثلا یکی عادت دارد پروژه را بیشتر از سه سطح نشکند. که در این میان بعضی از فعالیتها که ممکن است بتوان آنها را شکست، شکسته نشوند و تصور کنید که در صورتی که شکسته شوند امکان دارد بین فعالیتهای زیر مجموعه آنها lag  هم وجود داشته باشد که جزء زمان فعالیت پدر مربوطه به حساب نمی آید. از طرفی دیگر پیمانکاری دیگر عادت دارد تا 5 یا 6 سطح پروژه را شکسته و زمکانها را به دقت تخصیص دهد . پس همانطور که ملاحظه کردید بین دو زیر پروژه فوق از لحاظ زمانبندی تفاوت زیادی وجود که نمی توان آنها را در یک پروژه کنار هم  قرار داده  و کنترل کرد.

این گونه موارد و موارد مشابه در پروژه زیاد پیش می آید که باید سعی شود حتی الامکان هماهنگی بین زمانها حفظ شود.

در اینجا بیشتر طرح مسئله شده و راه  حلهای دقیق تر و بهتر به خوانندگان محترم واگذار می شود . ولی آنچه که مهم است این است که در یک برنامه ریزی دقیق بسته به شرایط،  ظرایف و نکاتی وجود دارد که توجه به آنها نتیجه اش همان بازدهی  خواهد بود که مدیران، ازمدیریت پروژه انتظار دارند.