مديريت پروژه و سيستمها

10- هنر مدیریت پروژه
نویسنده : حسین رادمهر(عوض خواه ) - ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸۳
 

تقریبا بیشتر دوستانی که تازه وارد دنیای برنامه ریزی و کنترل پروژه می‌شوند دنبال این سوالات هستند که آیا کسی توانسته است:

مفاهیم مهجوری چون Resource   یا Earned Value  و نمودار CPM و ... را به صورت کاربردی به کار برد؟

آیا کسی توانسته است از ابزارهای هموارسازی منابع در P3‌استفاده کند؟

آیا کسی توانسته است ارزش و وزن درستی از فعالیتها را استخراج کرده و گزارش درصد پیشرفت واقعی و ملموسی ارایه دهد ؟

آیا کنترل پروژه به صورت شبکه چندین کاربره به راحتی تحقق خواهد یافت ؟

آیا می توان استانداردی تدوین کرد تا با استفاده از آن دیگر نیازی به شکست فعالیتها با روش جدید نبوده و بتوان کنترل بهینه ای را اعمال کرد؟

چند نفر برای چه حجم فعالیت کنترل پروژه ای نیاز است ؟

چطور متوجه می شوید کنترل پروژه موجود موثر است یا نه ؟

یعنی در واقع چطور میتوان با کمی کردن نا معادله زیر در مورد آن تصمیم گیری کرد؟       سود حاصله از فعالیتهای برنامه ریزی و کنترل پروژه <  هزینه های مربوط به برنامه ریزی و کنترل پروژه

آیا پایه و اساس محاسبات نرم افزار های کنترل پرو‍ژه که بر اساس منطق مسیر بحرانی است روش درستی است ؟

آیا منطق CCPM و یا بحث منطق فازی مدیریت پروژه می توانند کمبودها و نقص های مدیریت پروژه را جبران کنند ؟

آیا از منطق GERT که دارای جزئیات و محاسبات گسترده ای است می توان به راحتی به عنوان یک ابزار کارا و مفید و موثر بهره برد؟

 

جوابی که به سوالات فوق داده می شود ، منجر به این خواهد شد که بگوییم مدیریت پروژه یا همان برنامه ریزی و کنترل پروژه به نوعی هنر است و لازمه هنر خلاقیت ، ابتکار ،‌نوآوری ، سلیقه و نظم ذاتی است. لذا ابزارها در اولویت بعدی قرار خواهند داشت.  ابزارهایی مثل نرم افزار های گوناگون ، فرم ها و دستورالعمل های مختلف و

اظهار نظر های متفاوت در این رابطه .

لذا آنچه که مهم است عدم وجود قطعیت در تئوری ها و ابزارهاست. یعنی در هر شرایطی، تصمیم گیری و سیستمی خاص، برای پیشبرد اهداف کنترل پروژه نیاز می‌باشد.

 ضمن اینکه منتظر اظهار نظر شما راجع به سوالات  فوق هستم، در مطالب آتی به بحث راجع به آنها خواهم پرداخت.